deltang eshgham

خانومه به شوهرش میگه:

سالگرد ازدواجمونه یه آواز بخون!!!

مرده میگه:یه حلقه طلایی اسمتو روش نوشتم..برو بیار پاکش کنم ریدی تو سرنوشتم...

+نوشته شده در پنج‌شنبه 27 شهریور 1393ساعت11:30توسط deltangeshgham | |

ریا نباشه...

اما خدا وقتی منو افرید....

.

.

.

.

.

.

. شیطون گفت: اگه اینو از اول نشون میدادی سجده میکردم بس که جیگره...

+نوشته شده در پنج‌شنبه 27 شهریور 1393ساعت11:26توسط deltangeshgham | |

یه روز میرسد که یه پارچه سفید پایان میدهد به من...

به شیطنت هایم...به بازیگوشی هایم...به خنده های بلندم...

روزی که همه با دیدن عکس هایم بغض میکنند ومیگن:

دیوونه ما دلمون واست تنگ شده...

+نوشته شده در پنج‌شنبه 27 شهریور 1393ساعت11:20توسط deltangeshgham | |

سنگسارم کردن.....

با همان سنگهایی که برایشان سنگ تمام گذاشته بودم...

+نوشته شده در پنج‌شنبه 27 شهریور 1393ساعت11:16توسط deltangeshgham | |

به بعضیا باید گفت:شما از عقل فقط دندونشو درآوردی...

به بعضیا باید گفت:مشکل ازتو نیست که نمیفهمی،مشکل از منه که توقع دارم تو بفهمی...

به بعضیا باید گفت:توکه حرف زدن بلد نیستی،حرف نزدن که بلدی...

به بعضیا باید گفت:شماکه فکرمیکنی خیلی شاخی،شماجات روسر گاوه نه ما...

به بعضیا باید گفت:اونی که با دیدنت کف میکنه دلستره نه من...

به بعضیا باید گفت:هیچ چیز من دیگه به تو مربوط نیست،بجز حالم که اونم ازت بهم میخوره...

به بعضیا باید گفت:عزیزم تردمیل میخوای چیکار؟اعصاب من که هست...

به بعضیا باید گفت:عزیزم تو از شعورت استفاده کن،اگه تموم شد من بازم برات میخرم...

+نوشته شده در سه‌شنبه 11 شهریور 1393ساعت11:33توسط deltangeshgham | |

گاهی دلم فقط باتو آرام میگیرد...

بگو آن گاهی از کجا بیاورم تو را....

+نوشته شده در شنبه 08 شهریور 1393ساعت19:59توسط deltangeshgham | |

چه فرقی میکند آن سوی دنیا باشم یا فقط چندکوچه آن طرف تر...

پای خواستن ونداشتن که درمیان باشد،دلتنگی دمار آدم را در میاورد...

+نوشته شده در شنبه 08 شهریور 1393ساعت17:34توسط deltangeshgham | |

خیاط میگفت:عشق مثل یک کش می مونه...

که توسط دو نفر نگه داشته شده...

موقعی که از یک طرف رها میشه طرف مقابل اسیب میبینه...

+نوشته شده در دوشنبه 27 مرداد 1393ساعت11:38توسط deltangeshgham | |

تلخ است....

دلت هوای روزهایی را کند که یقین داری دیگر نمیاید...

+نوشته شده در دوشنبه 27 مرداد 1393ساعت11:35توسط deltangeshgham | |

دنیا...

بازی هایت را سرم درآوردی...

گرفتنی ها را گرفتی...

دادنی ها را ندادی...

حسرت ها را کاشتی...

زخم ها را زدی...

دیگر بس است چیزی نمانده...

بگذار آسوده بخوابم،محتاج یک خواب بی بیدارم...

+نوشته شده در یکشنبه 05 مرداد 1393ساعت10:55توسط deltangeshgham | |