deltang eshgham

خدایا....!

چه بیصدا وبی منت می بخشی وما چه حسابگرانه تسبیح میگوییم...

خدایا....!

هرگاه احساس کردم تنهایم به یاد آوردم که تو تنها،تنهایی هستی که تنهارا تنها نمیگذاری..خودت میدانی که دوستت دارم!

خدایا!من همانم که درخلوت ازتو حیا نکردم ودر آشکار نیز مراقب فرمانت نبودم...

من آنم که وقتی مژده گناهی راشنیدم شتابان بسوی آن رفتم...

تومهلتم دادی،توجه نکردم..تو پرده پوشی کردی،حیا نکردم...

باآنکه میدانستم ازهمه چیز باخبری ولی باتمام این حرفا........................!

خدایا....!با بردباریت مهلتم دادی وگناهم را پوشاندی ومرا عقوبت نکردی،گویی گناهم رااز یاد برده ای واز کیفرم درگذشتی وازاین بالاتر گویا تو از من شرم داری...؟؟؟؟!گریه


+نوشته شده در دوشنبه 12 خرداد 1393ساعت11:26توسط deltangeshgham | |