deltang eshgham

عاشقم....

اهل همین کوچه ی بن بست کناری......

که تو از پنجره اش پای به قلب من دیوانه نهادی...

تو کجا.........؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کوچه کجا.....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پنجره باز کجا.....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من کجا.........؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

عشق کجا......؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

طاقت اغاز کجا.....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تو به لبخند و نگاهی..........

من دلداده به اهی............

بنشستیم............

تو درقلب و من خسته به چاهی..........

گنه از کیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

از آن پنجره باز؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

از آن لحظه اغاز؟؟؟؟؟؟؟؟؟

از آن چشم گنه کار؟؟؟؟؟؟؟؟؟

از آن لحظه دیدار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کاش می شد گنه پنجره و لحظه و چشمت...

همه بر دوش بگیرم......

جای ان یک شب مهتاب......

تورا تنگ در اغوش بگیرم......


+نوشته شده در چهارشنبه 19 فروردین 1394ساعت11:44توسط deltangeshgham | |