deltang eshgham
|
پا به پای کودکی هایم بیا کفشهایت را به پا کن تا به تا قاه قاه خنده ات را ساز کن بازهم با خنده ات اعجاز کن پابکوب ولج کن و راضی نشو با کسی جز عشق همبازی نشو بچه های کوچه را هم کن خبر عاقلی را یک شب از یادت ببر خاله بازی کن به رسم کودکی با همان چادر نماز پولکی طعم چای و قوری گلدارمان لحظه های ناب بی تکرارمان مادری از جنس باران داشتیم درکنارش خواب اسان داشتیم یا پدر اسطوره دنیای ما قهرمان باور زیبای ما قصه های هرشب مادربزرگ ماجرای بزبزقندی و گرگ غصه هرگز فرصت جولان نداشت خنده های کودکی پایان نداشت هرکسی رنگ خودش بی شیله بود ثروت هر بچه قدری تیله بود ای شریک نان و گردو وپنیر همکلاسی باز دستم را بگیر مثل تودیگر کسی یکرنگ نیست ان دل نازت برایم تنگ نیست؟ رنگ دنیایت هنوزم ابی است؟ اسمان باورت مهتابی است؟ هرکجایی شعر باران را بخوان ساده باش و بازهم کودک بمان باز باران با ترانه گریه کن کودکی تو کودکانه گریه کن ای رفیق روزهای گرم و سرد سادگی هایم به سویم باز گرد....!
+نوشته شده در سهشنبه 12 فروردین 1393ساعت12:55توسط deltangeshgham |
|
|
About
نردبان دلم شکسته است میشود برای من کمی دعا کنی؟یا اگر خدا اجازه میدهد کمی بجای من خدا خدا کنی؟راستش دلم مثل یک نماز بین راه خسته وشکسته است..میشود برای بیقراری دلم سفارشی به ان رفیق باوفا خدا کنی...........؟ Archivesفروردین 1394آبان 1393 شهریور 1393 مرداد 1393 تیر 1393 خرداد 1393 اردیبهشت 1393 فروردین 1393 اسفند 1392 آبان 1392 مهر 1392 شهریور 1392 Authorsnazanin & hosein💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
|